والترنامه: پرونده سریال افسارگسیختگی Breaking Bad در دنیای تصویر
در شماره 245 ماهنامه دنیای تصویر پروندهای در آوردم در مورد مجموعه «افسارگسيختگي» (Breaking Bad). در اين پرونده مفصل و خواندني، علاوه بر نقد و بررسي اين سريال، با مفاهيم فلسفي و استعاري آن آشنا شده و گفتگوهايي با عوامل سازنده و بازيگران اصلي و نکاتی جذاب در مورد آن را ميخوانيد.
و در ادامه مطلب من به عنوان مقدمه پرونده برکینگ بد:

والترنامه
مردی که میخواست سلطان باشد
آریان گلصورت

حدود یک سال از تمام شدن سریال افسارگسیختگی میگذرد و بحث همچنان درباره این اثر درخشان ادامه دارد. این سریالی است که توانست از یک اثر سرگرمکننده و جذاب فراتر رود و به پدیدهای تاثیرگذار در صنعت سریالسازی دنیا تبدیل شود. سریالی که به سرعت وارد فرهنگ عامه شد و با درو کردن جوایز مختلف و زدن رکوردهای متفاوت به یکی از محبوبترین و تحسینشدهترین آثار تاریخ تلوزیون تبدیل گشت. وینس گیلیگانِ نابغه با خلق این سریال، مخاطب را به دل زندگی پر فراز و نشیب آقای والتر وایت کشاند و همراه با این معلم شیمی به سیم آخر زده، تجربهای منحصر به فرد و مملو از هیجان برایمان رقم زد. افسارگسیختگی هر آنچه شما از یک اثر نمایشی سطح بالا بخواهید را در اختیارتان قرار میدهد. یک درام روانشناختی و جنایی چند لایه، درگیرکننده و پر از ایهام که از بسیاری از کلیشههای مرسوم سریالهای تلوزیونی فاصله گرفته، تصویری متفاوت و قابل تامل از انسان را پیش روی ما قرار میدهد و میتواند نقش مهمی در تغییر نگاهمان به زندگی ایفا کند. به همین دلیل هم هست که طرفدارانش در سراسر دنیا روز به روز در حال افزایشاند و ماجراهای هایزنبرگ بزرگ و مخوف هنوز هم از جنبههای گوناگون و در محیطهای متنوع مورد بررسی قرار میگیرد. از گروههای اینترنتی جوانهای عشق سینما بگیرید تا دانشگاههای معتبر دنیا. میتوان برای افسارگسیختگی در بین سریالهای تلوزیونی، جایگاه فیلمی چون پدرخوانده در بین فیلمهای سینمایی را در نظر گرفت. جدا از میزان محبوبیت و تاثیرگذاری و البته ارزشهای هنری والای این سریال که آن را شایسته چنین قیاسی میکند، میتوان به شباهتهای فراوان والتر وایت به جناب مایکل کورلئونه و ادای دینهای فراوان این سریال به اثر سترک فرانسیس فورد کاپولا نیز اشاره کرد. والتر همچون مایکل، به مرور از یک انسان معصوم و ساده به یک جنایتکار بیرحم تبدیل میشود. او که ارزش زیادی برای خانوادهاش قائل است، از قدرتمند بودن لذت میبرد. والتر نیز درست مانند مایکل از جایی به بعد نمیتواند مرز میان محیط کار و خانهاش را حفظ کند و حریم خصوصی خانوادهاش از بین میرود. اتفاقی که موجب درگیری او با همسرش میشود که میخواهد بچههایش را از کسب و کار خطرناک او دور نگاه دارد. آقای وایت نیز همچون آقای کورلئونه از جایی به بعد هر چه بیشتر دست و پا میزند، بیشتر فرو میرود و رویای داشتن یک خانواده خوشبخت و آرام پیش چشمانش رنگ میبازد. آنها مردانی هستند که با اعمال خود تراژدی آفریدند و سرنوشت خود و اطرافیانشان را برای همیشه تغییر دادند. در ادامه این مطلب به دلایل اصلی موفقیت غیرمنتظره افسارگسیختگی و این که چرا توانست به چنین جایگاه رفیعی دست پیدا کند، اشاره کوتاهی خواهیم داشت. دلایلی که در کنار جذاب و سرگرمکننده بودن این سریال، موجب شدهاند تا نام افسارگسیختگی برای همیشه در یاد مخاطبان جدی سینما و تلوزیون حک شود.
افسارگسیختگی یک اثر سینمایی ارزشمند و درخشان است: در روزگاری که سریالهای تلوزیونی از جنبههای تکنیکی کاملا به استاندارهای فیلمهای مطرح سینمایی رسیده و حتی در برخی موارد از آنها نیز عبور کردهاند، افسارگسیختگی را میتوان نمونهای درجه یک در دست یافتن به ارزشهای هنری در مدیوم تلوزیون به حساب آورد. این سریالی است با کارگردانی پرانرژی و سطح بالا که بیش از هر چیز آثار برادران کوئن و کوئنتین تارانتینو را به یاد میآورد و فیلمبرداری چشمنواز که خاطره وسترنهای سرجیو لئونه بزرگ را برایمان زنده میکند. به اینها اضافه کنید فیلمنامه پر جزئیات و به شدت حساب شدهاش را که در زمینه درام و شخصیتپردازی، به یک کلاس درس میماند. ما حتی اگر استفاده هوشمندانه و سرنوشتساز نویسندگان از ایدههای اولیه به ظاهر کم اهمیت در قسمتهای بعدی، خلق انواع لحظات دراماتیک درگیرکننده و یا رسیدن به حس تعلیق و کنجکاویِ همراه با افزایش تمرکز بر روند اتفاقات از طریق نمایش گریزهایی از آینده در ابتدای قسمتها را نیز کنار بگذاریم، صرف پرداخت شخصیت فوق العاده پیچیده والتر وایت برای اینکه فیلمنامه این سریال را به عنوان دستاوردی بیهمتا در صنعت تلوزیون به حساب آوریم، کافی به نظر میرسد. والتر وایت نه تنها در بین آثار تلوزیونی، که حتی در میان آثار سینمایی نیز یک نمونه منحصر به فرد و شاخص است. به گونهای که روند تغییر شخصیت او از یک معلم شیمی ساده به یک تبهکار خطرناک را میتوان نقطه عطفی در آثار نمایشی در نظر گرفت. کم پیش میآید که سریالی اینچنین در همه ابعاد موفق و دقیق عمل کند. طوری که نه تنها افت نکند، که اتفاقا فصل به فصل بیشتر اوج گرفته و پختهتر شود. افسارگسیختگی بدون شک یکی از خوش ساختترین سریالهای ساخته شده در تلوزیون است که به هیچ عنوان چیزی از آثار برجسته سینمایی کم ندارد. از آن سریالها که آدم هوس میکند روی پرده بزرگ ببیندشان تا بیشتر از ساختار حسابشده و لحظات درخشان بیشمارش لذت ببرد.
افسارگسیختگی مضامین عمیق و پیچیدهای را در مورد انسان بیان میکند: افسارگسیختگی یکی از پیچیدهترین آثار هنری چند سال اخیر در مورد انسان و رابطهاش با اخلاق، آزادی، اختیار و غریزه است. جهان معنایی چند لایهای که این سریال پیش روی مخاطب خود قرار میدهد، از زوایای مختلف قابل بررسی است. ما در اینجا با مردی رو به رو میشویم که زندگیاش همچون یک واکنش شیمیایی دگرگون میشود. مردی که میخواهد با پل زدن میان شیمی و خلاف به زندگی پوچ خود معنا بخشد، غافل از اینکه این کار تبعات سنگینی برایش به همراه دارد و او مجبور است زندگیاش را در راه مسیری که انتخاب کرده قمار کند. نکته قابل تحسین اینجاست که وینس گیلیگان و تیم نویسندگاناش، روند پیشرفت داستان را به گونهای طراحی کردهاند که حتی تا قسمت آخر نیز شاهد گسترده و عمیقتر شدن جهانبینی فلسفی سریال هستیم. افسارگسیختگی با به تصویر کشیدن مردی که در سویه تاریک جهان، معنا و مرام واقعی زندگی را پیدا کرد و به بالندگی و رشد معنوی رسید؛ بار دیگر توجه ما را به مسئله بسیار پیچیده اخلاق و نقش آن در سرنوشت انسانها جلب میکند. آن هم در شرایطی که قهرمان سریال در پایان کار و بعد از آن همه اعمال شرورانه، با اینکه سزای اعمالش را میبیند، اما سقوط نکرده و به نوعی در رسیدن به اهدف مد نظرش موفق نیز میشود. افسارگسیختگی برای شکل دادن به درام خود، دست روی عقدههای فرو خورده و حسرت روزهای از دست رفته میگذارد. چیزیهایی که انسانها همواره درگیرشان بودهاند. مخاطبی که ماجراهای والتر وایت را دنبال میکند، در این شخصیت جلوههایی از خود را میبیند که علی رغم میل باطنیاش، هیچوقت نمیتواند آنها را بروز دهد. از این رو افسارگسیختگی موفق میشود در جایگاه یک درام روان شناختی هوشمندانه قرار گیرد که میتواند از جنبههای مختلف بر مخاطب خود تاثیر بگذارد. این سریال ظاهرا درباره به خلاف افتادن یک انسان شریف و ورودش به دنیای مواد مخدر است؛ در حالی که در لایههای پنهان آن، شاهد یک نگاهِ موشکافانه و دقیق به ذات بشر و تاثیر او بر محیط اطرافاش هستیم. همان نگاهی که نظریهپردازان معتبری را در سراسر دنیا علاقهمند به اظهارنظر درباره افسارگسیختگی کرده است. این سریالی است که علاوه بر سرگرم کردن، با تاباندن نور به نقاطِ تاریکِ ناخودآگاهِ مخاطب، او را به شناخت بهتر و بیشتری از خود میرساند.
افسارگسیختگی نقش مهمی را در پیشرفت مدیوم سریالهای تلوزیونی ایفا کرده است: این روزها شاهد دوران طلایی سریالهای تلوزیونی هستیم. دورانی که کارگردانهای مطرحی چون دیوید فینچر، مایکل مان و استیون سودربرگ برای جامه عمل پوشاندن به ایدههای جاهطلبانهشان پا به قاب کوچک میگذارند و آثار سینمایی حداقل در خلق شخصیتهای جذاب و درگیرکننده کاملا از سریالها عقب افتادهاند. به شخصیت غریب راست کول (متیو مککوناهی) در سریال کاراگاهان حقیقی نگاه کنید. کدام فیلم سینمایی امسال توانست چنین شخصیت پیچیدهای را به تصویر بکشد؟ باید پذیرفت که دیگر آن زمان که تلوزیون را یک رسانه عامه پسند و سطحی میدانستند سر آمده است. امروز شاهد کوچ نخبههای سینما به تلوزیون هستیم. مدیومی که فرصت بیشتر و امکان مناسبتری را در اختیارشان قرار میدهد تا دست به خلق موقعیتهای دراماتیک متنوع بزنند و داستانهای مد نظرشان را با فراز و فرودهای بیشتری به تصویر بکشند. حالا دیگر افراد آگاه میدانند که برای عقب نیافتادن از گفتمان روز دنیا، بیش از فیلمهای سینمایی باید آثار تلوزیونی را دنبال کنند. گویی استودیوهای بزرگ هالیوود نیز این موضوع را به خوبی دریافتهاند و ترجیح دادهاند پرداختن به مضامین پیچیده را به سریالها بسپارند و خودشان با ساخت فیلمهای عظیم و مملو از جلوههای ویژه کامپیوتری مخاطب را شگفتزده کنند. اینکه صنعت سریالسازی توانست به چنین جایگاهی دست پیدا کند که در آن شاهد تولید آثار قابل تاملی چون بازی تاج و تخت و یا خانه پوشالی باشیم، دلایل متفاوتی دارد. یکی از مهمترین این دلایل، موفقیت سریالهای پیشرویی بود که به همه ثابت کردند که در قاب کوچک نیز میتوان دست به ساخت آثار بزرگ زد. افسارگسیختگی یکی از همان سریالهای پیشرویی بود که با موفقیتهای گستردهاش در ابعاد مختلف توانست نقش مهمی را در پیشرفت آثار تلوزیونی ایفا کند. اینکه دیوید فینچر اعتقاد دارد که شخصیت والتر وایت یکی از مهمترین شخصیتهایی دهه اخیر است و امکان رسیدن به چنین شخصیتی در قالب یک فیلم سینمایی ناممکن، یعنی بزرگان سینما به این حقیقت رسیدهاند که در تلوزیون گاهی میتوان قلههای تازهای را نسبت به سینما فتح کرد. افسارگسیختگی از جمله آثاری بود که هم اعتماد به نفس سازندگان سریالها را بالا برد، هم به افزایش اعتبار تلوزیون کمک کرد. این سریال تا مدتها میتواند معیاری برای سنجش عیار دیگر تولیدات تلوزیونی به حساب آید. سریالی که در آینده از آن به عنوان یکی از نخستین شاهکارهای تلوزیون در قرن بیست و یک یاد خواهد شد.
این مطلب پیش از این در شماره 245 مجله دنیای تصویر به چاپ رسیده است.

در ادامه:
آریان گلصورت - منتقد سینما، نویسنده و فیلمساز